بارها گفتهام و بار دگر میگويم که من دلشده اين ره نه به خود میپويم در پس آينه طوطی صفتم داشتهاند آن چه استاد ازل گفت بگو میگويم من اگر خارم و گر گل چمن آرايی هست که از آن دست که او میکشدم میرويم دوستان عيب من بیدل حيران مکنيد گوهری دارم و صاحب نظری میجويم گر چه با دلق ملمع می گلگون عيب است مکنم عيب کز او رنگ ريا میشويم خنده و گريه عشاق ز جايی دگر است میسرايم به شب و وقت سحر میمويم حافظم گفت که خاک در ميخانه مبوی گو مکن عيب که من مشک ختن میبويم
جزیره بالی در اندونزی یکی از بهترین جزیرهای توریستی دنیاست که از مراکز گردشگری زیبا، ارزان و خوش آب و هوای جنوب غرب آسیاست.
یک ماه پیش تو همچین روزی اونجا بودیم. قایق موزی،غواصی،جت سکی و ویک بردینگ از جمله کارایی بود که اونجا انجام دادیم. یه تفریح خیلی جذاب که اونجا داشت موتور سواری بود اونم با قیمت ارزون، مثلا میتونی یه موتور رو کرایه کنی با روزی ۳ تومن.استفاده از پولشون خیلی راحته، با اون صفرای زیادی که داره، روپیه اندونزی تقریبا معادل ریال خودمونه.
دیدن این جزیره رو واسه اونهایی که دنبال یه جای ساکت و آروم برای تعطیلات، استراحت، تفریح، ماه عسل، شنا و غواصی، موج سواری، موتور سواری و ... میگردن حتما توصیه میکنم.
خدا رو شکر سفر خوبی بود. ديدن کشور جديد شهرهای جديد مردم و علی الخصوص دوستان جديد. توفيق نگويم اجباری بلکه اختياری سفر به مالزی.
فکر نميکردم مالزی هم آباد شده باشه تصور نميکردم مردم مالايی که هنوز با دست غذا ميخورن امکان ديدن آخرين فيلمهای روز دنيا در بهترين سينماهای کوالا لامپور رو داشته باشن. نميدونستم ميتونم پاساژها بوتيک ها مارک ها با آخرين برندهای روز دنيا رو اونجا ببينم که با اروپا و آمريکا رقابت ميکنه. مشکل اینه که همه چيو ميخوام با ایران مقايسه کنم که این چه قياس اشتباهيه انگار که ایران اصلا جزو این کره ی خاکی نيست. طبيعت مالزی هم بينظيره. طبيعت سبز و لطيف کوههای کمرون هايلندز همراه با مزارع چای و توت فرنگی. کوههای سرسبز گنتينگ اطراف کوالا لامپور که وقتی با تله کابين از وسط ابرها و از روی جنگلهای اون رد ميشی انگار تو بهشتی. البتّه هوای مرطوب و نسبتاً گرم مالزی همراه با بارونهای شديد که تقريباً هر روز ميباره يک هم آدمو اذيت ميکنه ولی خوب با اون همه بارون سيل آسا دريغ از يه قطره آب که تو خيابونا راه بيفته. اگه تهران بود با اون بارون اونجوری کل شهر خراب ميشد.( ا تو که باز با ایران مقايسه کردی). گرما رو هم با کولر هتل و خونه و تاکسيها و فروشگاه ها ميشه تحمل کرد بدتر از اهواز که نيست (نه تو آدم نميشی باز مقايسه کردی) خلاصه جای همه خالی بود. ایشالا سفرای بعدی. بنا به درخواست بعضی دوستان يه فال هم از حافظ ميذارم اینجا لطفاً نيت کنيد:
دوش در حلقه ما قصه گيسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پيامی میداد ور نه در کس نرسيديم که از کوی تو بود عالم از شور و شر عشق خبر هيچ نداشت فتنه انگيز جهان غمزه جادوی تو بود من سرگشته هم از اهل سلامت بودم دام راهم شکن طره هندوی تو بود بگشا بند قبا تا بگشايد دل من که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
و امّا بعد از سلام و احوالپرسی بريم سراغ خبرای جديد.
مدّتيه سرم خيلی شلوغ شده از همه طرف از پروژه که نگو و نپرس. از اینور و اونور که واويلا.
راستی ميگن قاليباف کانديد شده فکر کنم پسر خوبی باشی اگه رييس جمهور بشه سرش تو کاره خودشه طفلی کاری هم به کاره کسی نداره. حالا تا ببينيم کيا ديگه ميان. البتّه از حالا ميشه حدس زد دولت کريمه بياد رو کار.
بعضيها هم خودشونو آماده کردن برن سفر. خوش بگذره ایشالا جای ما رو هم خالی کنيد.
بعضيها هم زن گرفتن که مبارکشون باشه ایشالا به پای هم پير بشيد. شيرينی ما فراموش نشه.
امان از این آلمان که بعضی وقتا حرص آدمو در مياره.
قرار بود امشب سورپرايز بشيم که نشد باشه واسه بعدن.
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آخ از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار طالع بیشفقت بین که دگر بار چه کرد برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمنِ مجنون دلافکار چه کرد دیدی ای دل که غم عشق، دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
ساقیا باده بیاور که نگارنده غیب کس ندانست که در پرده اسرار چه کرد آن که هر نقش زدی دایرهی مینایی کس ندانست که در گردشِ پرگار چه کرد فکر عشق، آتش غم بر دل حافظ میسوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد.
حافظ هم واسه خودش عاشقی بوده ها ، طفلی!!! یه جای دیگه هم میگه من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و ديگر نمیکنم !!!
این پنجمين بار است که تکرار ميشود و چه خوب ميشد که صدمين و دويستمين هم تکرار ميشد. به عبارتی 200 تقسيم بر 12 ميشود 16.66666666667. خيلی دور از واقعيت نيست به نظرم، ولی چه خوب بود که این از يه رؤيا به يه واقعيت تبديل ميشد. فقط بايد خواست و به ديگران به انگشت اتهام نگاه نکرد.
يه موضوع بی ربط ديگه هم استيضاح کردانه که الان تو مجلس داره انجام ميشه. خدايش مظلوم نمايی تنها راه واسه ادامه ی بقا نيست که متاسفانه این روزا همه انجام ميدن از رييس جمهور گرفته تا اون گدای کولی!.
دنبال يه سايت خوب واسه تعبير فالهای حافظ ميگردم. تنها سايتی که ميشناسم همينه که بهش لينک دادم تو وبلاگم. امروز واسه يه نيت خاص يه فال گرفتم که این اومد. تعبيرشم خيلی جالبه. آخه يکی نيست به این حافظ بگه مگه ما فال ازدواج گرفتيم. هر چند تعبير این فال اشتباهه و حافظ بنده خدا تقصيری نداره.
جمالت آفتاب هر نظر باد ز خوبی روی خوبت خوبتر باد همای زلف شاهين شهپرت را دل شاهان عالم زير پر باد کسی کو بسته زلفت نباشد چو زلفت درهم و زير و زبر باد دلی کو عاشق رويت نباشد هميشه غرقه در خون جگر باد بتا چون غمزهات ناوک فشاند دل مجروح من پيشش سپر باد چو لعل شکرينت بوسه بخشد مذاق جان من ز او پرشکر باد مرا از توست هر دم تازه عشقی تو را هر ساعتی حسنی دگر باد به جان مشتاق روی توست حافظ تو را در حال مشتاقان نظر باد
تعبیر:پیشرفت و سعادت در طالع تو است. هر کار و هر نیتی که داری فرجامی خوش و خوب دارد. ازدواج!!!!!!!! موفقیت آمیزی در پیش داری.